درحالي كه تعهدات شركتهاي هوافضايي غرب نسبت به ايران درحال اجرا بود و بهتدريج، سيل عظيم هواپيماها و بالگردهاي سفارش داده شده بهسمت كشورمان درحال سرازير شدن بود، ايران تصميم بزرگتري گرفت؛ تصميم ايران در اين برهه حساس، انداختن بار دفاع هوايي سرزمين پهناور ايران بر دوش يك جنگنده رهگير جديد و قابل بود. درنتيجه همين تصميم بود كه جنجالبرانگيزترين معامله نظامي تاريخ (تا آن زمان) رقم زده شد! در آن سالها، شركتهاي بزرگ هواپيماسازي ايالات متحده نظير نورثروپ، لاكهيد مارتين، بويينگ، و مكدانل داگلاس از معامله با ايران به يك سود و منفعت باورنكردني دست پيدا كرده بودند اما اينبار، بخت به يك صادركننده تازهوارد روي آورده بود كه درواقع تا آنزمان هيچگونه فروش خارجي عمدهاي را در كارنامه خود ثبت نكرده بود؛ «شركت هواپيماسازي گرومن»!


گرومن اگرچه در بازار عظيم صادرات اسلحه ايالات متحده يك بيتجربه و تازهوارد محسوب ميشد اما در تامين نياز نيروهاي مسلح امريكا، و بهخصوص نيروي دريايي در زمينه هواپيماهاي ناونشين، شركتي فعال، باتجربه و كاركشته بود كه سابقهاش به سال 1931 بازميگشت.


نقطه عطف فعاليت گرومن درواقع سال 1969 است؛ در اين سال، پنتاگون براساس نامهاي به نيروي دريايي ايالات متحده، هواپيماي «جنرال دايناميكس» F-111Bرا براي استفاده در ناو هواپيمابر نامناسب اعلام نمود. بهدنبال اين دستور، شركت گرومن سفارش طراحي هواپيمايي كه مطابق با ملزومات موردنياز پنتاگون باشد را دريافت نمود.


كمتر از دوسال بعد، هواپيمايي پا به عرصه گذاشت كه براساس گفته كارشناسان، دنيا تا آنزمان و حتي از آنزمان تاكنون، اسلحهاي را كه بهطرز شگرفي از فناوري زمان خود برتر باشد به خود نديده است؛ "F-14"مشهور به «تامكت»!


هواپيمايي كه بهخصوص براي شكار ميگ طراحي شده بود! بزرگ بود! داراي بالهاي متغير بود كه با حركت از زاويه 14 درجه به 68 درجه و بالعكس، مانورپذيرياش را بهطور قابل توجهي افزايش داده بود! چالاك بود و كشنده! هواپيمايي بود كه تمام تجربيات جنگهاي هوا به هواي خلبانان امريكايي در جنگ ويتنام در آن لحاظ شده بود و بههمين علت، يك قبضه توپ و 8 تير موشك هوا به هوا را ميتوانست به آساني با خود به آسمان ببرد. دماغه F-14آنقدر بزرگ بوده و سازه قدرتمندي دارد كه ميتواند رادار پالس ـ داپلر عظيمالجثه AN/AWG-9و سامانه كنترل آتش را در خود جاي دهد. موتور توربوفن پسسوزدار TF-30جنگنده F-14به ايشان! اين امكان را داده است كه شش موشك سنگين هوا به هواي AIM-54«فينيكس» را با خود حمل كند. اين موشك كه در زبان خلبانان به «بوفالو» مشهور است، با برد طولاني خود، از نزديك شدن دستههاي بزرگ بمبافكنهاي دريايي اتحاد جماهير شوروي (پيشين) كه تهديدي بزرگ براي ناوهاي هواپيمابر امريكايي محسوب ميشدند، جلوگيري مينمود. AWG-9با استفاده از فناوري فراتر از زمان خود، مي تواند شناسايي و رديابي همزمان 24 هدف پروازي متحرك در ارتفاعات مختلف از 50 تا 80 هزار پا تا فاصله 167 كيلومتري بالاي سر و تا فاصله 278 كيلومتري رو به جلو را به انجام رساند. اين رادار با تركيب قابليتهاي سامانه كنترل آتش هواپيما، حمله موشكي همزمان به 6 هدف از بين اهداف شناسايي شده را با استفاده از موشك دوربرد AIM-54دراختيار خلبانان تامكت قرار ميدهد و اين پايان ماجرا نيست! براي اعطاي توانايي رزم سريع در مقابله با اهداف پروازي با ارتفاع بالا در فواصل دور، AWG-9با انتخاب خلبان، در حالت جستجوي پالس ـ داپلر تكهدف قرار مي گيرد و با شناسايي اهداف بزرگ تا فاصله 245 كيلومتري بالاي سر، درگير شدن با آنها تا فاصله 204 كيلومتري را ممكن ميسازد.


قرار دادن تمامي اين قابليتها درون يك بدنه باعث ميشود كه گرانقيمت‌‌ترين و پيچيدهترين هواپيماي تاريخ هوانوردي متولد شود. درنتيجه همين دو عامل «هزينه بالا» و «پيچيدگي فناوري»، بحثهاي زيادي در ردههاي بالاي سران مملكتي ايالات متحده درگرفت كه با اين مشكلات تحقيق و توسعه تامكت، افزايش نجومي هزينههاي توليد، و الزامات نيروي دريايي براي دراختيار گرفتن يك جنگنده مدافع ناوهاي هواپيمابر، آيا اصلا نيروي دريايي ميتواند از عهده خريد و نگهداري اين جنگنده برآيد و آيا اين نيرو به جنگندهاي با اين قابليتها نياز دارد يا نه؟!


با تمام اين اوصاف، بروز مشكلات براي طراحان F-14بهعنوان يك «ابر جنگنده» كه درواقع جوابي بود به نيازهاي واقعي خلبانان درگير در آسمان، يك امر پيشبيني شده بود. F-14به حقيقت نخستين جنگندهاي بود كه پس از طراحي و ساخت F-4در سال 1958، يك هواپيماي جنگي جديد در امريكا محسوب ميشد.


اگرچه در ابتدا، نيروي دريايي، گام به گام بر سر مشكلات تامكت با گرومن راه ميآمد، اما پس از آنكه هزينه توليد هر فروند از 9/3 ميليون دلار پيشبيني شده به 3/7 و سپس 11 ميليون دلار افزايش يافت، گرومن بهتدريج آماده شد تا ورشكستگي رسمي خود را در رسانهها اعلام كند. همزمان، هيات مديره گرومن بهعنوان آخرين تير تركش، مديرعامل جديد يعني «جان بيرورث» را بهجاي سلف خود وارد ميدان نمود. بيرورث با هوشمندي بالايي كه داشت بلافاصله با همكاري نيروي دريايي بهدنبال يك مشتري در خارج از مرزهاي كشورش گشت تا هزينههاي سرسامآور توسعه تامكت را با آن كشور تقسيم كند!


نماينده گرومن در خاورميانه شخصي بود بهنام «كالين جاپ» كه بهعنوان افسر "CIA"در كودتاي 28 مرداد عليه مصدق نيز در ايران فعال بود. بهدستور بيرورث، جاپ به ملاقات با پهلوي شتافت! وي برحسب نيازهاي شغلياش رابطه بسيار نزديكي با «وابستهنظامي ايالات متحده در مسكو» سرهنگ «مانسفيلد» داشت. مانسفيلد نيز در مسكو رابطه بسيار خوبي با «سرتيپ پيرو»، «وابسته نظامي ايران در مسكو» داشت. پيرو نيز يكي از دوستان صميمي پهلوي محسوب ميشد!


در مهرماه 1350 كه ايران جشنهاي 2500 ساله شاهنشاهي را برگزار ميكرد، جاپ ارتباط نزديكي را با محمدرضا و همچنين سرلشكر خلبان «محمد خاتمي» كه بعدها به فرماندهي نيروي هوايي دست پيدا كرد برقرار نمود. در اسفندماه همان سال، ارتشبد «طوفانيان»، مشاور نظامي پهلوي، مديرعامل صنايع اسلحهسازي و معاون وزيرجنگ وقت، اجازه يافت تا از محرمانهترين جزييات فني F-14اطلاع يافته و از خط توليد آن بازديد بهعمل آورد. گزارش سفر وي به محمدرضا نشانگر رسيدن ايران بهابزار جنگي موردنياز خود بود. بلافاصله پس از پايان اين سفر، ايران در نامهاي به پنتاگون، تمايل خود را به سرمايهگذاري بر روي طرح تامكت و خريد آن اعلام نمود. در اين نامه از F-14بهعنوان مكمل F-4در نقش رهگيري براي نيروي هوايي ايران ياد شده بود اما نيروي هوايي ايران تصميم داشت با ورود به خدمت F-18و خريد آن، F-4را براي هميشه از بازي در نقش رهگير كنار بگذارد. درواقع، مهمترين نگراني شاه در آنزمان، فاكسبتهاي شناسايي اتحاد جماهير شوروي پيشين (ميگهاي MiG-25R) بودند كه بهصورت منظم و دايم از مواضع نظامي كشورمان عكسبرداري ميكردند و F-4درعين داشتن تواناييهاي بالقوه فراوان، از به زانو درآوردن فاكسبت عاجز بود!


باتوجه به مشاوران آگاهي كه پهلوي از آنها در خريدهاي نظامي خود مشورت ميگرفت، درباره خريد F-14بلافاصله از مشكل فني موتورهاي اين هواپيما TF-30آگاه شد! اما اين مساله باعث نشد تا نيروي هوايي ايران از داشتن قدرتمندترين جنگنده برتري هوايي عصر خود منصرف شود.


براي انجام يك ارزيابي كامل و بهمنظور به خدمت گرفتن كاملترين سلاح، شركت مكدانل داگلاس با هواپيماي F-15و شركت گرومن با هواپيماي F-14وارد رقابت و نمايش قدرت هواپيماي خود با هدف جلب توجه ايرانيان شدند. براساس تحليل مشاوران، برنامه F-14نسبت به برنامه F-15، به مراتب در مراحل جلوتري بود. بهعلاوه اينكه شركت مكدانل بهشدت با موتور F-15بر سر مشكلات فني دست به گريبان بود. باتوجه به اينكه F-14گرومن نيز از نقص پيشرانه رنج ميبرد، مديران اين شركت به ايران اطمينان دادند كه TF-30تنها يك واسطه براي نخوابيدن طرح است و بهمحض آماده شدن موتور جديد، تامكت به قلب تپنده قابل اعتمادتري مسلح خواهد شد.


ارتش ايران كه هماكنون سيادت و تسلط خود را بر دو جزيره «تنب كوچك و بزرگ» محرز كرده بود، هماكنون بيش از پيش نياز به يك رهگير پرقدرت داشت. تاريخ تحويل اسلحه نيز از نظر ايران همواره يكي از تعيينكنندهترين عوامل بر سر ميز مذاكره خريد بود؛ اين ذهنيت، بيشتر به‌‌دليل خطرناكبودن، غيرقابل اعتمادي، و متجاوز بودن هميشگي همسايگان ايران بود.


در نامه مذكور كه ايران به پنتاگون نوشته بود، تاكيد شده بود كه براي ارزيابي هواپيماها ميبايست با آنها پرواز انجام شود و سپس نظر نهايي اعلام گردد. اگر تا آنزمان، پنتاگون هر سلاحي را كه ميخواست بفروشد به شاه پيشنهاد ميداد، اينبار، دو شركت بزرگ هواپيماسازي دنيا با ضربالعجلي سريع ميخواستند هرآنچه در توان دارند جمع كرده و بههمراه مجربترين كارشناسان، خود را سريعاً به تهران برسانند تا در جلب نظر كشورمان، از رقيب جلوتر باشند.


هر دو شركت آخرين تلاش خود را براي برنده شدن در اين رقابت انجام دادند اما ايران با اعلام رضايت از هر دو هواپيما، اعلام نظر نهايي را به مشاهده نمايش پروازي هواپيماها در ايالات متحده و پرواز با آنها موكول كرد!


همزمان، نيروي دريايي كه علاقه شديدي به برنده گرديدن F-14در رقابت و زنده شدن خط توليد آن، كه درنهايت اين نيرو را به رسيدن به آرزويش كه همانا دراختيار گرفتن تامكت بود كمك ميكرد، داشت، با همكاري گرومن به هر روزنهاي كه بتوانند از آن طريق ايران را راضي به خريد
F-14بكنند سرزد! درنتيجه، «ميشل» به عنوان بالاترين رده عملياتي نيروي دريايي يعني، فرماندهي و هماهنگكننده عملياتهاي دريايي نيروي دريايي ايالات متحده در طرح F-14به تهران آمد. در جلسات توجيهي ميشل براي افسران ارشد نيروي هوايي، وي در كمال تعجب متوجه شد كه اين افسران درنتيجه گستاخي و وقاحت امريكاييها به متوسل شدن به هر دستاويزي كهبتوان F-14را به نيروي هوايي ايران فروخت، كاملا نظري منفي نسبت به اين هواپيما دارند!


ميشل براي جلب نظر اين فرماندهان كه نظر موافقشان صد در صد در جلب نظر پهلوي موثر بود، مجبور بود كه تمامي امتيازات طراحي و ارزش واقعي F-14را درنظر آنها محرز كند. اگرچه اين تلاش امريكاييها هم مطمئنا كافي نبود و آنها بايد به ابتكارات جديدتري براي توجيه شاه دست ميزدند. برنامهريزي سنگين امريكاييها آغاز شد و تامكت با انجام پيچيدهترين و سنگينترين تمرينها در پايگاه هوايي اندروز، خود را براي دلربايي از كارشناسان و سران نظامي ايران آماده كرد. ميشل هم بلافاصله يك درخواست همكاري به ستاد فرماندهي نيروي هوايي امريكا در زمينه كمك به برگزاري هرچه بهتر نمايش هوايي تامكتها ارسال كرد. از سوي ديگر، فرماندهان نيروي هوايي نيز بهسرعت، آمادگي خود را براي شركت دادن هواپيماي مدرن و پيشرفته F-15در نمايش پروازي F-14اعلام نمودند.


درحالي كه هيچكس ظن وجود هيچگونه عمل موذيانهاي را نميبرد، خلبانان گروه نمايشدهنده نيروي دريايي، درحال تمرين چند حركت و مانور فريبدهنده بودند.


روز موعود فرا رسيد و هيات ايراني در كنار گروه بزرگي از كارشناسان امريكايي و مقامات نيروي هوايي و دريايي اين كشور در پايگاه هوايي اندروز گرد هم آمدند تا نمايش بزرگي را بهنظاره بنشينند؛


هواپيماي F-14از آشيانهخود خزش كرده و با آمدن به ابتداي باند، آماده برخاست شد. دقايقي پيش، هواپيمايF-15ايگل از باند پرواز برخاسته بود و حضار را غرق تماشاي مانورهاي سنگين خود نموده بود. تامكت نيز در ابتداي باند به حركات نمايشي«عقاب» چشم دوخته بود تا نوبت به وي برسد؛ F-15فرود آمد.


خلبان F-14، اهرم قدرت موتورها را تا انتها حركت داد و هر دو موتور به بيشترين ميزان قدرت رانش خود رسيدند! بالها در آخرين زاويه به جلو قرار داشتند. با كامل شدن پسسوزهاي بلند دو موتور TF-30و تامين مجموعا ............. پاوند رانش براي جنگنده پيچيده و پيشرفته گرومن، جنگنده با استفاده از نصف باند موردنياز براي برخاست F-15، از باند پرواز جدا شد. خلبان با گرفتن ارتفاع، شروع به انجام چند مانور ساده در سرعتهاي پايين و بالا، بهخصوص درهنگام استفاده از پسسوز نمود. در ادامه، خلبان دور زد و هواپيما را با فاصله 30 متر، بهصورت وارونه از روي سر تماشاگران عبور داد.


ناگفته نماند، برخاست F-14از كمترين ميزان باند پروازي، قابليت برخاست اين اعجوبه از باندهاي صدمه ديده به اثبات رسيد، قابليتي كه براي كارشناسان نظامي كشورمان اهميت ويژهاي داشت. درپايان مراسم، خلبان F-14يكي ديگر از توانمنديهاي جنگندهاش را به معرض نمايش گذاشت. البته در انجام اين مانور، از شگردي كه تمرين كرده بود تا با استفاده از قيچي بادي كه در منطقه مانور ايجاد شده بود، حركتي خاص انجام دهد نيز ياري گرفت. وي هواپيما را وارد قيچي باد كرد و با بهرهگرفتن از بالهاي كاملا باز جنگنده، عبور با سرعت غيرقابل تصور 95 نات (!) را از كنار حضار انجام داد؛ سرعتي غيرقابل تصور براي كساني كه اين مانور را تماشا ميكردند! قابليت پرواز در اين سرعت يعني داشتن تمام فاكتورهاي يك پرواز ايمن براي جنگنده؛ F-14تامكت با انجام اين مانور، گوي سبقت را از رقيب خود F-15ايگل ربود و موجب شد كه ايران، «عقاب» را بهطور كامل فراموش كند!


پيش به سوي F-14


هيات ايراني تصميم خود را گرفت تا به اين ترتيب قراردادي 300 ميليون دلاري، بين ايران، پنتاگون، و گرومن در ازاي تحويل 30 فروند هواپيماي F-14A-GRبههمراه محموله بزرگي از قطعات يدكي، موتور و تسليحات كامل در روز 17 دي ماه 1352 بسته شود.


به اين ترتيب طرح "Persian King"كليد خورد تا نقش بزرگ و حياتي خود را در زندگي F-14و احياي اين پروژه و شركت سازنده آن بازي كند. اين طرح درحالي به داد خط توليد تامكت و گرومن رسيد كه اين شركت از طرف پنتاگون بهعلت افزايش هزينهها و تاخير در تحويل هواپيما بهشدت تحت فشار بود. درنتيجه، تامكت در اين برهه، نيازي جدي به تزريق يك پول هنگفت براي راهاندازي و پيشبرد سريع طرح داشت تا به اين ترتيب از فشار پنتاگون نيز خلاص شود. ايران تنها راه چاره، و درواقع بهترين بود. ايران نهتنها در گام نخست F-15را انتخاب نكرد، بلكه در دومين گام نيز در سال 1353، با سفارش 50 فروند تامكت ديگر، ضربه بزرگي به مكدانل و نيروي هوايي ايالات متحده وارد نمود.


سفارش دوم درحالي از طرف ايران داده شد كه نيروي هوايي و مكدانل تصور ميكردند كه ايران اينبار به سراغ F-15خواهد آمد. البته اين تلقي آنها خيلي هم بيراه نبود زيرا درست پيش از انعقاد قرارداد 50 فروند در سفارش دوم، اخبار موثق و دقيقي از ستاد فرماندهي نيروي هوايي ايران به بيرون درز كرده بود به اين مضمون كه ايران بهطور قطع، در قرارداد بعدي، 53 فروند F-15Aرا به شركت مكدانل ابلاغ خواهد نمود. درواقع، اين اخبار درستي هم بود! اما چرا نيروي هوايي ايران از F-15دوباره به F-14روي گرداند؟! براساس تحقيقات دقيق نمايندگان نيروي هوايي ايران، موشك ريتيان AIM-7Fبهعنوان اصليترين سلاح F-15، تا آيندهاي نزديك آماده نميشد. به اينترتيب، نيروي هوايي ايران، سفارش تامكتهاي بيشتر را بهجاي خريد F-15هاي جديد ترجيح داد.


مجموع قرارداد "Persian King"در خريد F-14، به رقم افسانهاي 2 ميليون دلار دست پيدا كرد تا بزرگترين قرارداد فروش خارجي يك محصول به يك كشور خارجي را در تاريخ به خود اختصاص دهد. با اينحال، گويي مشكلات F-14تمامي نداشت؛ در مردادماه 1353، درحالي كه گرومن با حداكثر توان خود درحال ساختF-14هاي ايران و نيروي دريايي ايالات متحده بود، كنگره امريكا بهطور غيرمنتظرهاي تامين مالي طرح تامكت را متوقف كرد. با كنار كشيدن پنتاگون، گرومن فرصت داشت حداكثر تا 6 هفته، مبلغ 200 ميليون دلار براي ادامه طرح تامين و تزريق كند وگرنه ورشكستگي گريبانگير اين شركت ميشد.


بلافاصله «جو بيرويرث» دست نياز خود را به طرف ايران بهعنوان تنها حامي باقيمانده در طرح دراز كرد تا هم طرح
F-14نجات يابد و هم ايران به خواسته خود در به خدمت گرفتن يك جنگنده قابل دست يابد. محمدرضا پهلوي نيز با مشاهده وضعيت بحراني گرومن، به بانك ملي، دستور پرداخت 75 ميليون دلار را به اين شركت داد. در ادامه، موسسات اعتباري امريكايي نيز به تشويق وي 125 دلار را بهسوي طرح F-14سرازير كردند. درنتيجه اين كمك ايران، طرح F-14براي هميشه بيمه شد!


ادامه دارد